![]() |
صدای سکوت که می وزد
ستاره های آسمان که به میهمانی چشمهایت می آیند
می دانم باران در حوالی دلت باریده
و گیسوی بیدهای پریشانی آشفته تر شده
و تو از جنونِ درخت ها با من سخن خواهی گفت
بی آنکه بگویی چشمهایت چگونه در باران
پر ستاره است و
چگونه در دل پریشانی های جهان
این همه آرامی ...